تبليغاتX
دل یاقوتی
عشقولانه


زیبای....نگاره ای نیست که ببینیدیش یا نوایی که بشنویدش بلکه نگاره ای  است که می توانیدش

دیدش گرچه چشمانتان بسته باشد و نوایی است که می توانیدش گرچه گوشهایتان بسته باشد.

زیبای شیره تنه پر شیار درخت نیست و نه بالی که به چنگالی بسته باشد .

بلکه باغی است همیشه بهار و فوج فرشتگانی است همیشه در پرواز

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 0:24  توسط چنور و پروین و ...  | 

بعضی ها می اندیشند کار هنر صرفا" تقلید از طبیعت است.اما طبیعت بسیار بزرگ

 تر و ظریف تر از ان است که بتوان از ان تقلید موفقیت امیزی کرد. هیچ هنرمندی

 هرگز نمی تواند حتی کوچک ترین دیده های استثنایی و معجزات طبیعت رادر اثر

 خویش باز نمای کند. از این گذشته در تقلیداز طبیعت چه حسنی وجود داردهنگامی

که طبیعت اغوش خود را به روی همگان گشوده و در دسترس همه کسانی است که

می بینند و می شنود ؟

کار هنری بیشتر فهم طبیعت و اشکار ساختن معناها ی ان برای کسانی است که 

قادر به فهم ان ها نیستند.انتقال روح درخت است نه تولید چیزی کاملا" شبیه درخت

اشکار ساختن ضمیر در یاست نه ترسیم موج های کف الود بی شمار یا اب های ابی

فراوان.رسالت هنر بیرون کشیدن ناشناخته ها ست از دل اشنا ترین چیزها... 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 22:59  توسط چنور و پروین و ...  | 

بوی بهار همراه با پریشانی من قاطی شده ...خودمم

نمی دونم چه آشی شده...دلشوره و نگرانی و بی

 

ایشالله که امسال سالی پر از خیر و ارامش برای  تو بی

 

 شرف و همه دورو بریامون باشه ...آمین                   


+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 19:5  توسط چنور و پروین و ...  | 

بوی بهار همراه با پریشانی

من قاطی شده ...خودمم

نمی دونم چه آشی

 

 شده...دلشوره و نگرانی و

 بی قراری با چاشنی

دلتنگی و کسل بودن

 

ایشالله که امسال سالی پر

از خیر و ارامش برای  تو بی

شرف و همه دورو بریامون

 باشه ...آمین

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 19:0  توسط چنور و پروین و ...  | 

ادم بعضی اوقات می خواد کاری انجام بده  و یا اینکه کسی رو در جریان موضوعی قرار بده  و یا اینکه حداقل با هاش دردودل کنه و ازش راهنمایی بخواد .. کلی با خودش کلنجار می ره جریانو بهش بگه  یا نه .. اخرش با هر جون کندنی که هستش دل رو به دریا میده و از سیر تا پیاز موضوع رو واسش توضیح می ده که این جور شد و اون جور شد و این طوری احساس سبکی می کنه که حداقل کسی بوده که پای حرفاش بشینه و گوش بده، و چون به طرف مقابل اعتماد داشته موضوع رو براش تعریف کرده ولی امان از روزی که زیادی اعتماد کنی ... روزی 100 بار خودتو محکوم می کنی که چرا گفتم کاشکی اصلا نمیگفتم و خودم می دونستمو خودم... نمیدونم کجای کارم اشتباه بود ولی وقتی داشتم تعریف می کردم کلی از خودم راضی بودم که جسارت پیدا کردم که رازمو بهش بگم.همیشه هم هر چیزی که پیش می امد اول از همه به اون می گفتم و.لی این بار نمیدونم چی شد که ... الانم خوشحالم از اون لحاظ که جریانو می دونه و ناراحتم از بابت اینکه انتظار همچین رفتاری ازش نداشتم ولی بازم منتظر مهربونیاشم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 18:50  توسط چنور و پروین و ...  | 

 

زندگی یعنی پرواز در میان رویاها

در اعماق غروب خاطره ها

زندگی یعنی رقصیدن در میان برگ های پاییزی

در میان نگاه های سرد زمستانی

با دلی به امید گرمای تابستان 

 

زندگی یعنی پرواز در میان رویاها

در اعماق غروب خاطره ها

زندگی یعنی رقصیدن در میان برگ های پاییزی

در میان نگاه های سرد زمستانی

با دلی به امید گرمای تابستان 

The image “http://firelove.persiangig.com/image/2.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.   

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 18:40  توسط چنور و پروین و ...  | 

همه شب در اين اميدم


كه تا سحرگاه عشق بشنوم پيامی از چشمانت
http://firelove.persiangig.com/image/18.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 18:34  توسط چنور و پروین و ...  | 

 

بدان که آرامش دلم

به نامت

به یادت

طوفانی هست به عظمت اقیانوس های هستی

بدان در تمام وجودم به یادت می نوازم ترنم رویایی عشق و در این روزگار

بی وفایی تنها و تنها تویی که خاکستر زندگی را در درونم شعله ور می کنی

من آتشفشان خاموشی ام که تنها با صدای تو می سوزانم زمین خدا را

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 18:27  توسط چنور و پروین و ...  |